سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
8
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
پيامبر ( ص ) كنيهء ابو تراب را به او داد . اين حديث در مسند و صحيح بخارى و صحيح مسلم آمده است ، احمد ( در مسند ) مىگويد : اسناد اين حديث قبلا گذشت ، ابن نمير از عبد الملك كندى به نقل از ابو حازم مىگويد : مردى نزد سهل بن سعد آمد و گفت : اين فلان كس بر منبر از على بن ابى طالب سخن مىگويد ، سهل پرسيد : چه مىگويد ؟ گفت : از او به نام ابو تراب ياد و ابو تراب را لعن مىكند ! سهل از شنيدن اين سخن خشمگين شد و گفت : به خدا سوگند كسى جز رسول خدا ( ص ) اين كنيه را به على نداد و هيچ نامى نزد وى محبوبتر از اين نام نبود . ( 1 ) روزى على ( ع ) بر فاطمه ( ع ) وارد شد و فاطمه به نوعى او را خشمگين ساخت « 1 » او به جانب مسجد رفت و روى خاك خوابيد و به عبارتى رداى آن حضرت روى خاك افتاد و پشتش خاكى شده بود ، طولى نكشيد كه رسول خدا ( ص ) آمد ، خاكها را از پشت آن حضرت پاك كرد و فرمود : « اى ابو تراب بنشين ! » اين حديث مورد اتفاق است . زهرى مىگويد : آن كه در آن حال على ( ع ) را دشنام مىداد ، مروان بن حكم بود ، زيرا وى از طرف معاويه ، فرماندار مدينه بود . ( 2 ) حاكم ابو عبد اللّه نيشابورى مىگويد : بنى اميه به خاطر اين نام ( ابو تراب ) كه رسول خدا ( ص ) به او داده بود على ( ع ) را نكوهش مىكردند و در طول زمامداريشان پس از خطبه خواندن بر منبر او را لعن و آن حضرت را بدين كنيه مسخره مىكردند - در حقيقت آنان با ذكر اين نام ، صاحب نام را مسخره مىكردند - در حالى كه خداى تعالى فرموده است : « قل أبا للّه و آياته و رسوله كنتم تستهزؤن لا تعتذروا قد كفرتم بعد ايمانكم . . . » « 2 » . آنچه را كه حاكم نقل كرده ، صحيح است زيرا كه بنى اميه از اين كارها هيچ ابايى نداشتند ، به دليل داستانى كه مسلم ، از سعد بن ابى وقاص نقل كرده است كه وى بر معاوية بن ابى سفيان وارد شد ، معاويه رو
--> ( 1 ) در منابع شيعى چنين مطلبى نيامده است و چنين چيزى زيبندهء مقام والاى عصمت حضرت زهرا ( ع ) نيست و شأن آن بزرگوار بالاتر از آن است كه باعث خشم كسى شود كه به خاطر دفاع از مقام ولايت او صدماتى را به جان خريد و سرانجام در اين راه ، خود و جنينش جان دادند . - م . ( 2 ) توبه ( 9 ) آيهء 66 و 67 : بگو آيا خدا و آيات او و پيامبرش را مسخره مىكنيد ، پوزش مخواهيد ( كه بيهوده است چرا كه ) شما پس از ايمان آوردن كافر شديد .